اسنویز بادیگارد هوشمند
اسنویز بادیگارد هوشمند
جولای 11, 2020
حباب سکه
حباب سکه چگونه محاسبه می شود؟
جولای 13, 2020

رفتار شناسی مجرمان قبل و حین سرقت

رفتار شناسی سرقت
جنایات انسانی و سرقت ریشه در تاریخ زندگی اجتماعی انسان دارد و به سبب استمرار این جرم در گذر زمان است که علم روانشناسی و رفتارشناسی مجرمان از سرقت به عنوان امری طبیعی و اجتناب‌ناپذیر در زندگی جمعی انسان یاد می‌کند. به بیان دیگر، همان طور که جامعه‌ی بدون قانون و ضابطه معنی ندارد، جامعه بشری که در آن جرم و جنایت اتفاق نیافتد نیز وجود ندارد شایان ذکر است که سرقت در میان انحرافات رفتاری  ازجمله مواردی است که در اغلب زمان‌ها و مکان‌ها جرم و عملی نابهنجار به شمار رفته‌است و به عنوان عمل منفی شناخته شده‌است.
هنگامی که مجرمان درباره رفتار غیرقانونی خود مورد بازجویی یا مصاحبه قرار می گیرند، دو نوع ارزیابی به صورت همزمان انجام می شود. ارزیابی کارآگاه و ارزیابی روانشناس یا مصاحبه کننده که در حال بررسی وی هستند. اما مجرمان رفتاری را که در تمام زندگی نشان داده‌اند، انجام می دهند یعنی دیگران را هدف قرار می‌دهند تا آسیب پذیری خود را کاهش دهند و اغلب در جستجوی راه هایی برای فرار از مقصر بودن و به حداقل رساندن عواقب ناشی از آن هستند.

جرم و سرقت

سرقت یکی از شناخته شده‌ترین جرایم بشری است که در جوامع مختلف به شیوه‌های گوناگون مشاهده‌ می‌شود. این جرم در دوره های زمانی مختلف دستخوش تغییر قرار گرفته است، اما تنها چیزی که از بدو پیدایش آن تا به امروز همچنان ثابت مانده، زشتی و مذموم بودن آن است.
در واقع سرقت عملی است برای گرفتن چیزی که متعلق به ما نیست. وقتی کلمه “دزدی” را می شنویم، اغلب به این فکر می کنیم که کسی به خانه ها ما یا مغازه‌های ما دستبرد می‌زند. اما کمتر به مجرمان شغلی یا سرقت برای منافع شخصی نامشخص فکر می کنیم.

سرقت یکی از شناخته شده‌ترین جرایم بشری است که در جوامع مختلف به شیوه‌های گوناگون مشاهده‌ می‌شود. این جرم در دوره های زمانی مختلف دستخوش تغییر قرار گرفته است،

رفتارشناسی روانی مجرمان قبل و حین سرقت

عوامل مختلفى در بروز جرم ‌هایی همانند سرقت مى تواند تأثیرگذار باشد که میزان اهمیت هر یک از این عوامل در جوامع گوناگون به دلیل وجود تفاوت هایی در فرهنگ، اقتصاد و سیاست متفاوت است. این عوامل را در به سه دسته کلی می توان تقسیم نمود:
الف )عوامل انفرادى یا زیست_محیطی مانند: جنسیت، سن و …                                                                                                                 ب)عوامل روانشناختی مانند: بدبینى،پرخاشگرى،زودباورىوترس
ج) عوامل اجتماعى_محیطی مانند: خانواده نابسامان، ناسازگارى والدین ، مهاجرت و …

بررسى عوامل اجتماعى جرم

از منظر علم رفتارشناسی عوامل اجتماعى جرم را در سه محیط: اجتماعى، اقتصادى و سیاسى مى توان مورد تحلیل قرار داد:
عوامل اجتماعى جرم

بررسى عوامل اجتماعى جرم

الف ـ محیط اجتماعى مجرم

1 – محیط خانواده: محیطى است که شخص در آن به دنیا آمده و رشد یافته‌است. محققان بر این باور هستند که فرد مجرم به شدت تحت تاثیر والدین و سایر اعضاى خانواده اش قرار مى گیرد و به همین دلیل، وضع خانواده او در بروز رفتارهاى خطرناک و ارتکاب جرایم رابطه مستقیم دارد.
که رستون در این زمینه مى نویسد: «موقعیت خانواده بی شک، یک اثر جرم زا بر روى افراد مجرم دارد». او براى اثبات نظریه خود، بعد از انجام مطالعاتى در این زمینه ادامه می‌دهد: «سه چهارم بزهکاران از خانواده هایى هستند که شرایط طبیعى نداشتند و جوّ آنان مختل است.»
بنابراین، در بررسى چگونگى اثرگذارى محیط خانواده بر افراد مجرم آن، باید وضعیت خانواده و روابط بین فردی را در نظر داشت.
2 – محیط مسکن: همان محل سکونت یا خانه است که فرد در آن زندگی می‌کند، پرورش مى یابد و به استراحت مى پردازد. اوضاع مسکن تا حد زیادى نمایانگر وضع زندگى اقتصادى و اجتماعى والدین و محله است، که در وقوع جرایم مؤثر است.
3 – محیط انتخابى: ازدواج و انتخاب شغل و تفریح، از مواردی است که شخص با رضایت و میل خود انتخاب مى‌کند و جز محیط انتخابى اوست و نیز بدیهی است که اگر این انتخاب مناسب نباشد، می‌تواند نقش بسزایی در رخ داد جرایم دارد.

 

                     پیشنهاد می شود این مقاله را بخوانید : تاثیر شرایط زندگی بر جرم سرقت

 

ب ـ محیط اقتصادى مجرم

موضوع تأثیر وضعیت اقتصادى بر افکار، اخلاق و رفتار افراد از گذشته مورد توجه خاص رفتارشناسان بوده است؛ برخی از آنان پدیده بزهکارى را ناشى از فقر واقتصاد نابسامان مى دانند و معتقدند تقسیم ناعادلانه ثروت و نابرابرى اقتصادی موجب اعمال مجرمانه مى‌شود. از این رو، بیش‌تر بزهکاران را مردم فقیر و کم درآمد جامعه تشکیل داده‌اند.

ج ـ محیط سیاسى مجرم

نوع رژیم سیاسى و عملکرد سران یک جامعه مى تواند تاثیر بسیاری در میزان جرایم هر کشور داشته باشد. در نظام هاى سیاسى استبدادى و حاکمیت دیکتاتوری که مردم قدرت انتقاد از عملکرد حاکمان را ندارند، احتمال می رود که دست به انجام سلسله اعمالى بزنند که جرم شناخته شود.
متخصصان بهداشت روانی در بررسی رفتارشناسی مجرمان احتمال می‌دهند که علت سرقت مجرم یک اختلال روانی قابل توضیح باشد؛ به‌گونه‌ای که ممکن است به نظر برسد که مجرم از کلپتومانیا رنج ببرد. او ممکن است برای مقابله با افسردگی یا شرایط نامطلوب زندگی که هیچ کنترلی بر آن ندارد، به دزدی متوسل شود. حتی شاید فردی برای تقویت عزت نفس خود سرقت کند.

 

کلپتومانیا (Kleptomania)

رفتارشناسی روانی مجرمان بیان می‌دارد که کلپتومانیا یا سرقت اجباری یکی از دلایل اصلی سرقت است که بسیاری از آنها فراموش می کنند. این نوع سرقت درمورد اجبار روانشناختی به جای تمایل به سود یا به‌دست آوردن مالی است، در واقع کلپتومانیا نوعی شکست مکرر در برابر مقاومت و اصرار به دزدی است. معمولا درکلپتومانیا، فرد چیزهایی را که احتیاج ندارد سرقت می کند. اقلام دزدیده شده اغلب کم ارزش نیستند و مجرم به راحتی می تواند آن کالا را تهیه کنند. این برخلاف بسیاری از موارد سرقت جنایی است، که در آن موارد به دلیل نیاز آن‌ها یا به دلیل اینکه بسیار گران یا با ارزش هستند، سرقت می شوند.
در رفتارشناسی روانی مجرمان در می‌یابیم که افراد مبتلا به کلپتومانیا احساس نیاز شدیدی برای سرقت دارند، وجود احساس استرس، تنش و برانگیختگی منجر به سرقت و احساس لذت و تسکین در حین سرقت می شود. بسیاری از کلپتومانی ها پس از پایان عمل سرقت، احساس گناه یا پشیمانی می‌کنند، اما بعداً قادر به مقاومت در برابر نیاز اولیه به سرقت دوباره نیستند.

علل دیگر سرقت در رفتارشناسی مجرمان

بسیاری از عوامل دیگر علاوه بر کلپتومانیا می‌توانند باعث سرقت مجرم شوند. برخی از افراد به دليل مشكلات اقتصادي به عنوان ابزاري براي بقا خود اقدام به سرقت مي‌كنند. گاهی افراد از سرقت برای پر کردن خلاء عاطفی یا جسمی در زندگی خود لذت می برند.
به هنگام مطالعه رفتارشناسی مجرمان دریافتیم که سرقت ممکن است در اثر حسادت، اعتماد به نفس پایین یا فشار همسالان ایجاد شود. مسائل اجتماعی مانند: احساس محرومیت یا نادیده گرفته‌شدن نیز می‌تواند باعث سرقت شود. ممکن است افراد برای اثبات استقلال خودبه دیگری، اقدام به رفتار علیه خانواده یا دوستان، یا اینکه به دیگران یا خودشان احترام نمی گذارند، سرقت کنند.

دستیابی به احساس بهتر

احساس بهتر، اهمیت چندانی برای رفع افسردگی ندارد. هزاران نفر افسرده هستند اما وسوسه به سرقت نمی‌شوند. با این حال، سارقان عادت دارند در هر مرحله از جرم این هیجان سازمانی را  به مقدار زیاد تجربه ‌کنند. که برای دستیابی به احساس بهتر تصمیم بگیرند فروشگاهی را برای سرقت هدف قرار دهند، همچنین چگونگی ورود، اسکن محل، مشخص کردن ضعف در امنیت، کشف بهترین راه برای سرقت کالا و سپس ایجاد یک راه حل تمیز رابه صورت فردی و یا گروهی برنامه‌ریزی کنند.

رفتارشناسی مجرمان قبل از سرقت و فقر

فقر یکی از دلایل اصلی سرقت در نظر گرفته شده است. با این حال، می‌دانیم که بسیاری از افراد فقیر سرقت نمی کنند. اما در تحقیقات نیز به مواردی نیز می‌رسیم که والدین برای تهیه‌ی ضروریات زندگی فرزندان خود را مجبور به دزدی کردند.

رفتارشناسی فیزیکی مجرمان قبل/حین سرقت

چندین دهه شاهد آن بودیم؛ افرادی که مرتکب جنایت می‌شوند:
  • به افسران پلیس حمله می‌کنند
  • وسایل نقلیه را خراب می‌کنند
  • وارد مشاغل بزرگ و کوچک می شوند سپس آنها را غارت می کنند
  • به معترضین حمله می‌کنند
  • به وسایل عمومی آسیب می‌رسانند
 در بررسی های رفتارشناسی فیزیکی مجرمان قبل از سرقت متوجه می‌شویم که آنها ممکن است نسبت به احساساتی که ابراز می کنند به‌شدت پرشور باشند. فرایندهای ذهنی را که پایه و اساس رفتار مجرمانه آنها است در نظر بگیرید؛ چنین افرادی به روشنی از اشتباه بودن جنایت خود آگاه هستند؛ آنها معمولا می‌پندارند که احتمال دستگیر شدن بسیارکم است.
 بررسی های رفتارشناسی فیزیکی مجرمان بیان می‌کند که این افراد هیچگونه همدلی با اطرافیان خود ندارند و نیز اهمیت نمی دهند چه کسی صدمه دیده است. آنها تمایل دارند تاکتیک های مسالمت آمیز دیگران را نادیده بگیرند و خود را نسبت به دیگران برتر میدانند از نظر آن‌ها، وضعیت خشونت در تمام شرایط زندگی وجود دارد. آنها دیگران را به دلیل “رانندگی” به طرز خشونت آمیزی سرزنش می کنند. آن‌ها وجدان خود را خاموش نگاه می‌دارند، زیرا آن‌ها زندگی بی گناه را نابود می‌کنند و از تلاش های مسالمت آمیز کسانی که تغییر می‌کنند با خشونت جلوگیری می‌کنند.

 

 

علل دیگر سرقت از منظر رفتار شناسی

علل دیگر سرقت از منظر رفتار شناسی

علل دیگر سرقت از منظر رفتار شناسی :

حسادت : 
گاه مجرم با توجه به عدم امکان دسترسی به موقعیت و منزلت دیگران حسادت می‌‌کند، پس سعی می‌کند با دزدی به آن اموال دست یابد.
پرخاشگری :
 مجرم به‌وسیله پرخاش و اعمال ضداجتماعی می‌خواهد انتقام ناکامی‌های زندگی خود را با سرقت از دیگران بگیرد.
خودنمایی :
از منظر علم رفتار شناسی برخی مجرمان برای نشان دادن صفت جرات و حادثه‌جویی که برای آن‌ها ارزش به حساب می‌آید، دست‌ به سرقت می‌زنند تا در چشم دوستانشان، کسی باشند.

 

ویژگی های رفتارشناسی مجرمان

مجرمان اغلب مبتلا به تکانه های دزدی را به صورت ناهمخوان هستند و آگاه هستند که این عمل، نادرست و است. مجرم غالبا از دستگیر شدن واهمه بسیار دارد ومعمولا نسبت به این سرقت ها احساس افسردگی یا گناه می‌کند. اختلال های خلقی ( به ویژه اختلال افسردگی)، اختلال های اضطرابی، اختلال های خوردن ( به ویژه پرخوری عصبی) و اختلال های شخصیت و سایر اختلال های کنترل تکانه ممکن است با سرقت مجرمان رابطه داشته باشد.

اصول جرم شناسی  

علت جرم :

علت آن است که در رخ دادن جرم نقش دارد و گاها به طور مستقیم موجب بروز جرم می شود؛ در واقع علت پدیدآورنده جرم است. به‌گونه‌ای که چند عامل دست به دست هم داده‌اند و جرمی را پدید آوردند،که در مجموع آن را علت می‌دانیم. (مانند: بی سوادی، شرایط نامساعد خانواده، وضع بد اقتصادی، بی ایمانی و بی اعتقادی و…)

انگیزه‌ جرم :

آنچه درآخرین لحظات مقاومت مجرمان را درهم می شکند و یک محرک قوی برای ارتکاب جرم می باشد، همان انگیزه است. انگیزه در فرد جنبه روانی یا جسمانی دارد ( مانند: اختلال‌های کروموزومی یا وجود نقص عضو).

شرط جرم: 

 پدیده ای که زمینه ارتکاب جرایم گوناگون را برای مجرم فراهم می‌کند. این پدیده شرایط تازه ای را ایجاد و عوامل موجود را تقویت می‌کند. شرط در موقعیتی خاص در یک برهه زمانی با نیازی شدید بر مجرم غلبه می‌کند و شرایط را فراهم می‌سازد تا فرد را آلوده به جرم کند.
عامل جرم :
هر نوع وضعیت جسمانی، روانی، یا اجتماعی را که درپیدایش یا افزایش جرم نقش موثر داشته باشد عامل جرم معرفی می‌کنیم. در حقیقت عامل بوجود آورنده جرم نیست بلکه پرورش دهنده است. تاثیر عامل بستگی به شخصیت افراد دارد.
درنهایت تحقیقات انجام شده در حوزه‌رفتارشناسی مجرمان به ترتیب نشان می‌دهد که اغلب مجرمان از گروه‌هایی با درآمد پایین و اقشار فقیر جامعه بوده‌اند و نیز بیکاری از عامل مؤثر در ارتکاب جرم و سرقت بوده‌است، همچنین بیشترین نوع جرم از میان تعداد جرایم مورد نظر محققین سرقت بوده است و بین تعداد جرایم و محل سکونت روابط معناداری یافت شده‌است. در پژوهشی به این نتیجه می‌رسیم که عامل مهاجرت نیز در زندگی سارقان نقش موثری داشته است و همینطور درصد بالایی از مجرمان وارد روابط نادرست و دوستی با افراد ناباب شده‌اند. در واقع اثرات روانی مهاجرت مهم‌تر از تأثیرات مادی آن است.
به طورخلاصه عوامل اجتماعی رابطه تنگاتنگی با عمل ناشایست سرقت دارد و فلسفه این ارتباط در افزایش و یا کاهش میزان سرقت است؛ بنابراین لازم و ضروری است که جامعه دارای ارزش‌ها و هنجارهای مناسب باشد و کنترل جامعه توسط نیروهای پلیس و دیگر نهادها و اعضای جامعه به نحو احسن اعمال گردد تا امنیت در جامعه حاکم شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *